چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

انسان می میرد، کلمات زنده می مانند.
////////////////////////////////////////////
اینجا چیزی قرضی نیست در غیراینصورت نام خالق درج خواهد شد.
نظرات شما عزیزان فقط توسط من خوانده می شوند و به نمایش عمومی در نخواهند آمد.

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

کوچهٔ اختر


هفت سال گذشت.

در تاریکی خزیده‌ام زیر لحاف و مرتب خانه‌ای را تصور می‌کنم که
 هفت سال می‌شود تمام دنیای یک آدم...

پ.روزی مسیح را به تصویر می‌کشم.

کابوس‌های هرشبه


بچه بود، در حال مرگ.

سعی می‌کردم تنفس مصنوعی بدهم، سعی می‌کردم زنده‌اش کنم. دست‌هایم را روی قفسه سینه‌اش گذاشتم و فشار دادم. صدای شکستن دنده‌هایش خواب از سرم پراند...

Gold Malboro


آدمیزاد گاهی باید پاهایش را بغل بگیرد، جنینی شود گریان روی تختی تاریک و گریه کند که چرا دیگر در رحم مادرش آرام نخوابیده است...