چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

انسان می میرد، کلمات زنده می مانند.
////////////////////////////////////////////
اینجا چیزی قرضی نیست در غیراینصورت نام خالق درج خواهد شد.
نظرات شما عزیزان فقط توسط من خوانده می شوند و به نمایش عمومی در نخواهند آمد.

طبقه بندی موضوعی

تَما



شاید چند صباح دیگر

همان دختر شاد و بزله گو

روبه رویت بنشیند و دلش بخواهد

قهوه اش را با نعلبیکی سرو کنند.

تو بخندی و ببینی چقدر دلت تنگ این دختر بود.

دنیا خسته و دلشکسته ام کرده است

فقط کمی صبر کن

شاید چند صباحی دیگر...

آن دل آرام مرا برگردان



یه جا تو فیسبوک خوندم

دل من،آن دل آرام مرا برگردان...

بعد فک کردم دقیقا کی بوده که دل من آروم بوده؟

یادم نیومد‌ ‌.

این نشونه ی آدمای بده که دلشون آروم نیس؟که انگار یه گنجشگ بیقرار هی توی دلشون بال بال میزنه و میخوره به دیواره اش!

یا مجیر



خدارا شاکرم که شنوایی گوش راستم را هر از گاهی می گیرد.      

حالا هربار که صدایت را روی سرم خراب کنی، میگذارمش روی بالشت، به پهلوی چپ دراز می کشم و دنیایم زیباترمی شود.

بر بال هایم دستی بکش


تلفن زدم.بابا گوشی را برداشتند.

گفتند: خوبی بابا؟

گفتم خوبم.                                                    

اما بابا،خوب نیستم. دختر کک و‌مکیت حالش خیلی خراب است...                                                                          

*تو می خندی و من بدجور میلم می کشد سیگار

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

رقصِ فراموشی


میگم دارم زومبا کار میکنم.

میگه زومبا چیه دیگه؟

بهش میگم.

میگه شنا کن،بهتره،شبهناک هم نیست!

پ.دلم میخواد سرشو بکوبم به دیوار.بعد پابرهنه وسط خیابون سیگار دود کنم....

و تو تمام نمی شوی



در لابه لای ذکرهایم

در اندوه سنگینی گناه

میان العفو گفتن ها

تویی که قلبم به یادش در آرامشی عمیق 

دل دل می زند...

ب بسم الله


 در غم از دست رفتن وبلاگم در بلاگفای نه چندان عزیز، چند روزی سکوت...