چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

سبک یا سنگین، رفتن سرنوشت ماست

چمدان

انسان می میرد، کلمات زنده می مانند.
////////////////////////////////////////////
اینجا چیزی قرضی نیست در غیراینصورت نام خالق درج خواهد شد.
نظرات شما عزیزان فقط توسط من خوانده می شوند و به نمایش عمومی در نخواهند آمد.

طبقه بندی موضوعی

اموال شما فتنه‌اند...


رفتن به مطب‌های مختلف که جزو روزمرگی‌هایم شده است بماند.

ویزیت دکتر را که می‌دهم بابت پنج دقیقه صحبت، می‌روم سمت داروخانه. یادم می‌آید که شامپو هم تمام شده است.
سوار مترو می‌شوم و با خرید از دستفروش راهی خانه.
پشت در آپارتمان که می‌رسم می‌فهمم بالاخره خواب ماهی‌های مرده‌ی چند شب پیشم تعبیر شده است.
در جاکفشی باز بود و چهار جفت از کفش‌هایم جایشان خالی!
  • فاطمه .س.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">